1- صبحها نفس عمیق بکشید تا هوای تازه وارد ریههایتان شود و هوای مرده از ریههایتان خارج شود.
2- اگر نمیتوانید صبحانه بخورید، میوه بخورید. بهتر است سیب بخورید. اگر در خانه صبحانه نمیخورید، حتماً با خود تغذیه بیاورید.
3- پنیر را با گردو بخورید. گردو را به تنهایی نخورید چون باعث افت فشار میشود. پنیر تنها نیز باعث کودنی و کندی ذهن میشود.
4- انسان وقتی نظم درونی داشته باشد، آرامش پیدا میکند. جهنّم خیلی بینظم است.
5- نپوشیدن جوراب کار غیربهداشتی است و برای دخترخانمها ناپسند است.
6- وقتی به خانه رسیدید، پاها و جورابهای خود را بلافاصله بشویید.
7- خدا وجود است نه موجود. «خدا وجود است»، یعنی «وجود وجود است». وجودِ وجود که دلیل نمیخواهد.
8- خدا معدن خیر و کمال و جمال است. پس ما دانسته و نداسته به سوی خدا رهسپاریم؛ چون جویای کمال و جمال و خیر مطلقیم.
9- به دورِ احوالات و خوابهایتان خط بکشید. بچسبید به عمل به واجبات و ترک محرّمات.
10-خواب و خیال هم واقعیّت دارد. واقعیّت به معنای عام شامل خواب و خیال هم میشود. این که خواب و خیال را در مقابل واقعیّت بکار میبریم، منظور واقعیّت به معنای خاصّ(خارج از ذهن) است. امور ذهنی ممکن است واقعیّت خارجی داشته باشند و ممکن است نداشته باشند.
11-سعادت هر چه هست، گمشدهی انسان است. چیزی است که انسان تمام خواستههای خود را در آن مییابد. انسان همواره برای رسیدن به سعادت در تکاپوست ولی در یافتن مصداق حقیقی آن مشکل دارد. سعادت حقیقی را با سعادتهای غیرحقیقی اشتباه میگیرد. اینقدر هست که به دنبال چیزی است ولی گویا نمیداند چه چیزی! لازمهی شناخت سعادت حقیقی، شناخت کلّ هستی و ازجمله شناخت خود انسان و مقامع و موقع آن است.
12-دین پاسخگوی تمام سؤالات اساسی، فوری و مهمّ است. خدا سعادت و راه رسیدن به آن را به انسان نشان میدهد.
13- روح ما گرفتار جسممان است؛ و این یعنی وارونگی. در حالی که روحمان باید بر جسممان مسلّط باشد و جسممان را به دنبال خود بکشد.
14-معشوق حقیقی نمیتواند بیش از یکی باشد.
15-پارانتز وجود انسان باز است ولی بسته نیست. بستن این پارانتز به عهدهی خود انسان گذاشته شده است. انسان در گروه انتخابات و اعمال آن به آنِ خود است. در طول روز به کرّات در دو راههها قرار میگیریم که با تصمیمات خود، سرنوشت خود را رقم میزنیم.
16-همهی ما بالفعل بشریم. بشر یک نوع حیوان است. ولی انسانیّت ما بالقوّه است. فعلیّت آن مشروط به شرایطی است. بسیاری از ما انسانیّتمان فعلیّت پیدا نمیکند.
17-انسان یا به بالا میرود یا به پایین. نه بالا رفتنش حدّ دارد نه پایین رفتنش.
18-زمان زنگولهی کاروان عالم مادّه است. ما از گذر خود حسّ و یافتی داریم که آن را با مفهوم زمان بیان می کنیم. زمان احساسی است که از گذر خود داریم. صدای تیک تاک ساعت به ما میگوید که شما در حال گذر هستید.
19-هدف شما باید همواره شکوفا کردن استعدادهایتان باشد. به چیز دیگر فکر نکنید. اگر استعدادهایتان شکوفا بشود، بقیّهی چیزها(نان و شغل) هم به دنبال آن خواهد آمد.
20-امروزه بدنها پر از کلسیم است ولی پوکی استخوان بیداد میکند. علّتش این است که کلسیمها جذب بدن نمیشوند.
21-بینظمی محیط بیرون باعث بینظمی و آشفتگی درون میشود. گاهی احساس پریشانی میکنید ولی نمیدانید علّتش چیست. بعد که اموراتتان را راست و ریست و منظّم کردید، میبینید که آرامش پیدا کردید.
22-انسان هر نیازی که داشته باشد، راهی برای رفع آن وجود دارد.
23-خدا خوب و کامل و زیبا نیست بلکه خودِ خوبی و زیبایی و کمال است.
24-نقص و نیاز و محدودیّت و ... نشانهی حدوث و امکان است.
25-خدا علّت محض است چون هیچ نقص و نیاز و حدّی ندارد.
26-معلّم خوب کسی است که شاگردانش با گذشت سالیان، قدرش بیشتر شناخته شود.
27-اهمّیت هر چیز همان وزنِ بودن و ارزش آن است.
28-طومار بستهی وجود انسان، در جامعه گشوده میشود.
29-از نظر فارابی، جوامع غربی مدینهی غیرفاضله یعنی جماعیّه است.
30-امروزه ستارگان ورزشی و هنری جای خدایان اساطیری را گرفتهاند.
31-پیامبران از جهت بشریّت هیچ فرقی با دیگران نداشتند. فرق آنها از جهت انسانیّت است.
32-بدترین حیوان بشری است که انسان نشده است.
33-امام خمینی به سفر چهارم رسیده بود که حکومت تشکیل داد.
34-انسان هر چه عاقلتر باشد، پایبندیاش به اصول بیشتر است. بچهها و دیوانهها پایبندیشان به اصول کمتر است.
35-آزادی، آزادیِ انتخاب چهارچوبهاست.
36-دستورالعمل مقام معظّم رهبری به جوانان این است که به ورزش، تحصیل و تهذیب بپردازند. البتّه باید تغذیه را هم اضافه کرد.